اسطوره ای به نام سیاوش قمیشی
سلام به تمامی هواداران سیاوش قمیشی . امروز نیامدم نه پستی در مورد سیاوش قمیشی بگذارم و نه ایرادی یا تفرقه ای بین هواداران سیاوش قمیشی ایجاد کنم . اومدم خیلی ساده و با زبان عامیانه با کسانی که منظورم را می فهمند درد دل کنم . می خواهم از چند سال پیش شروع کنم . از 50 سال پیش . از موقعی که سیاوش قمیشی در سن 14 سالگی اولین آهنگ رسمی اش را برای ضیاء ساخت . یعنی سال 1338 که سیاوش آهنگ ای قایقران به کجا می روی ( از اینجا دانلود کنید ) را به زیبایی هر چه تمام تر در سن کم و با تجربه کم ولی با استعداد بسیار زیاد ساخت . الان سال 1387 است و سیاوش قمیشی در کمتر از یک ماه دیگه قدم به سن 64 سالگی در زندگی شخصی خودش و قدم به 50 سالگی در امر آهنگسازی می گذارد . واقعا شگفت انگیز ، غرور انگیز برای خود سیاوش عزیز و ما طرفداران سیاوش است . 50 سال ...! 50 سال برابر است با 50 بهار ! 50سال برابر است با 600 ماه ! 50 سال برابر است با 18300 روز ! چه کسی می تونه منکر این 50 سال بشود ؟ نیم قرن تجربه آهنگسازی . و اما در این میان ؛ بعضی از طرفداران سیاوش قمیشی که هنوز سنشون به بیست نرسیده و یا اینکه هنوز از موسیقی ، نت و کلا هنر آهنگسازی در هر نوع سبک موسیقی چیزی نمی فهمند به خودشون جرئت داده اند که در مورد کار سیاوش قمیشی نظر بدهند !! نمی دونم احترام به بزرگ تر برای این گونه افراد چه معنی می تواند داشته باشد . با توجه به نوشته و نظر های این گونه افراد می توان این برداشت را کرد که هیچ معنی ندارد . خود استاد سیاوش قمیش در مورد کارهایش گفته است که هنوز در ایران کسی نیامده که بتونه از کارهای من اشکال بگیره ! و کسی هم نخواهد آمد .

واسه همه به سادگی روشن است که ضعیف ترین کار سیاوش قمیشی در امر آهنگسازی ( که اصلا آهنگ ضعیف وجود ندارد ) هزار برابر از کار بسیاری از خوانندگان داخل و خارج کشور سَر تر و موفق تر است . جالب این جاست که بعضی از این افراد بدون هیچ گونه تجربه این اجازه را به خودشون می دهند که در مورد سیاوش قمیشی و در مورد آهنگسازی وی نظر بدهند ، ایراد بگیرند ، نقاط ضعف را مشخص کنند و هزاران چرت و پرت را سر هم کنند و به خورد مخاطبین خود بدهند . واقعا با دیدن این صحنه ها آدم تحت تاثیر قرار می گیرد و به این فکر می اندیشد که چگونه چنین اشخاصی با این گونه اخلاقیات اسم خودشون را هوادار سیاوش قمیشی می گذارند . باز جای شکرش خیلی باقی است که سیاوش قمیشی با غرور و جدیدت وصف ناپذیر خودش به حرف چنین اشخاص دو رو و تفرقه انداز اهمیّت نمی دهد . همه می دونیم که سیاوش قمیشی اونقدر واسه کارش ارزش و جدیت قائل است که حتی بزرگ ترین آهنگسازان ایران ( البته بعد سیاوش قمیشی ) این اجازه را به خودشون نمی دهند که در مورد کار سیاوش قمیشی نظری منفی بدهند . چون هنر استاد بیشتر از اون چیزی است که کسی بخواهد در مورد بحث و جدل کند . شاید به خیلی ها بتوان لقب استاد را داد ولی در باطن هم لغب چوپان دادن به این گونه افراد از سرشون زیادی است ولی در مورد سیاوش چه در ظاهر و چه در باطن لقب استاد و حتی بالاتر از استاد برازنده او است . در این دور و زمونه بعضی از آهنگسازان داخلی و خارجی ایران با چند سال آهنگسازی خودشون را گم کرده و اسطوره موسیقی می دانند . این آدم ها اگر موقعیت و محبوبیت و از همه مهمتر تجربه سیاوش عزیز را داشتند خدا را بنده نبودند ! ولی استاد در عین داشتن همه این شرایط و خیلی بیشتر از این چیزهایی که گفته شد ، هم چنان با صبر و بردباری خود به کارش ادامه می دهد و خم به ابرو خود نمی آورد . خیلی از بزرگان مملکت ما می دانند که اسطوره ای بی نظیر مانند سیاوش واقعا حیف است که در بیرون از ایران به کار خود ادامه بدهند و در عین حال که می داند با وجود سیاوش در ایران و مطمئنآ پیشرفت آهنگسازی ایران باز هم حاظر به این نیستند که استاد را به ایران بیاورند . البته خیلی حرف ها و حدیث ها نشان می دهد که همه مشتاق هستند که سیاوش به ایران برگردد ولی این عزیزان هم نان را می خواهند و هم خرما را ! هم دوست دارند سیاوش در ایران باشد و هم کار موسیقی اش را به صورتی که هم اکنون است دنبال نکند و باب میل آنها رفتار کند . همه شما قضیه بازگشت سیاوش را در زمان ریس جمهور وقت ایران آقای خاتمی می دانید و حرفهای بسیاری که در مورد بازگشت سیاوش به ایران و کنسرت دو هفته ای در کیش گفته می شد . شاید من از معدود کسانی بودم که با نظر خود سیاوش قمیشی در مورد نیامدن به ایران موافق بودم . وقتی یک آهنگساز که از 6 سالگی بقیه عمر خود را ( البته اگر اغراق نباشه از بدو تولد ، چون تا شش سالگی با موسیقی پیانوی مادرش بزرگ شده است ) به آهنگسازی گذارنده حالا دعوت شود به ایران با کلی شرایط کاری ! واقعا کسانی این کار را می کنند که واسه هنر خود هیچ ارزشی قائل نیستند . سیاوش برای هنرش ارزش و حرمت قائل بود و به خاطر عدم آهنگسازی به صورتی که خودش دوست دارد و می پسندد به ایران نیامد . شاید که نه ، صد در صد به ایران آمدن آروزی تمام خوانندگان ایرانی خارج از مرزهای ایران است که شاید منتظر یک اشاره از طرف ایران هستند که خودشون را به اینجا برسونند ولی سیاوش در عین خونسردی و غرور کامل این پیشنهاد را به خاطر اینکه اگر به ایران می آمد به کارش توهین می شد رد کرد . حالا این دوستان می آیند در عین سادگی و با خیال راحت از کار سیاوش قمیشی ایراد می گیرند و نقطه ضعف و قدرت مشخص می کنند !! سیاوش مدرک سبک راک اند رول را از دانشگاه انگلیس ( مهد موسیقی راک اند رول در آن زمان ) گرفت و حالا بعد از بیست الی سی سال خواندن موسیقی پاپ روی به سبکی که مدرک موسیقی از آن دارد کرده و می خواهد آهنگی در سبک راک بسازد که این کار را کرد . آقایی که به خاطر درد های دلت سیاوش گوش می کنی ؛ اینو بدون که تغییر سبک سیاوش در آهنگسازی از پاپ به ترنس و راک و بلوز ضعف نیست بلکه هنر نمایی سیاوش قمیشی در تمام سبک های موسیقی است که به همگان ثابت می کنند در نیم قرن تجربه آهنگسازی به این فکر نکرده که وقت خود را پر کند به این فکر کرده که به مردم و هنر آهنگسازی کمک کند . اون کسی که تا چند سال پیش از این صحبت می کرد که آقا سیاوش بهترین آهنگساز ایران است و الان با تغییر سبکش شده بدترین آهنگساز ایران اینو بدون اشکال از سیاوش نیست اشکال از ذهن و عواطف روحی ات است که نمی تونه با تغییر سبک سیاوش کنار بیاید . شما سیاوش را به خاطر آهنگهای نرمالش که با دلت هم خونی داشته را می خواستی نه به خاطر هنر موسیقی اش . هنر آهنگسازی سیاوش وصف ناپذیر است و من عاجز از گفتنش . فقط این را می دانم که سیاوش دوست دارد بعد از چند سال آهنگسازی در سبک پاپ و کلاسیک و فلامینگو می خواهد در سبک مورد علاقه خودش ترنس و در سبکی که مدرک دانشگایش را گرفته آهنگسازی کند و این برای یک آهنگساز ضعف نیست قدرت و توانایی او در امر موسیقی نوین و روز دنیاست . سیاوش قمیشی قصد دارد آلبوم رگبار را در سبک بلوز و راک ریلیز کند و همین کار را می کند . حالا بعضی ها خودشون را بکشند و تغییر سبک سیاوش را ضعف نام ببرند . مطمئن باش شما نمی توانی هیچ خللی در کار و ذهن استاد و اسطوره موسیقی ایران داشته باشی . القاب استاد ، اسطوره ،سلطان و امپراطور و ... برازنده سیاوش است چون نشان داده و نشان می دهد که سیاوش بهترین است . همان طور که خود سیاوش گفته است شاید تا چند سال آینده ( حدود 3 سال ) دیگه آلبوم بیرون ندهد . یعنی اینکه خوانندگی را برای همیشه بگذارد کنار و با آهنگسازی به زندگی خودش ادامه دهد . برای من گفتن این حرف لذت بخش نیست ولی منطق می گه این حرف باید زده بشه ، اونم این که امیدوارم با اینکه کارها و صدای استاد ما را مثل یک پدر با دستان زحمت کشش بزرگ کرده است ولی امیدوارم سیاوش قمیشی در همان موقعی که گفته از دنیای خوانندگی خداحافظی کند که با توجه به اخلاقیات استاد مطمئن هستم که این کار را می کند . خیلی از خوانندگان ایران از خوانندگی خداحافظی کردند ولی دوباره به خوانندگی برگشتند و نتونستند رضایت مردم را جلب کنند . نمونه بارزش گوگوش و ابی هستند که با اینکه خداحافظی کردند باز برگشتند و نتوانستند اون کاری که در گذشته انجام می داد را انجام بده . من سیاوش را با آنها مقایسه نمی کنم چون سالهاست که با سیاوش زندگی می کنیم و اخلاقیاتش را خوب می شناسیم .

برای اینکه سیاوش به دسته این نوع خوانندگان اضافه نشود و هم چنین حرف خود را دوتا نکند امیدوارم که موقع مقرر از دنیای خوانندگی خداحافظی کند و ما با آهنگسازی او مثل همیشه لذت ببریم . ولی بازم به کسانی که تغییر سبک سیاوش را ضعف سیاوش می دانند بهشون خیلی توصیه می کنم که کمی تحقیق کنند کمی به نوع آهنگ سیاوش در سبک جدیدش دقت کنند کمی به سازهای زنده دقت کنند ، اصلا برند بفهمند ساز زنده به چی می گویند ، بعد به خودشون اجازه نظر ندهند ؛ به خودشون اجازه مقایسه بدهند . مقایسه سیاوش با کسانی که در ایران راک و یا بلوز کار کردند . با یکی من از طریق یاهو من صحبت می کردم ؛ واقعآ حرفی زد که من خجالت کشیدم . همین اشخاص هستند که با یک سال آشنا شدن با موسیقی خودشون را بزرگ به حساب می آورند و حس می کند می تونند نظر بدهند . این آقا به من می گه :آقا این سبک آلبوم رگبار بلوز و راک است . سبک آهنگ برنامه پلنگ صورتی نیز بلوز است . یعنی سیاوش می خواهد آهنگی در سبک بلوز ، به این صورت بسازد . من اون موقع نمی دونستم به حرف این آقا بخندم ، به خودم بخندم ، به کی بخندم .این آقا من نمی دونم چی فکر کرده . این آقا نمی دونه سبک بلوز یک تیکه نیست . شاخه به شاخه می شود . من در پایین برای شما در مورد این سبک موسیقی یک معرفی نامه ای تهیه کرده ام که امیدوارم با خواندن آن با شنیدن سبک بلوز ذهنوشن به طرف آهنگهای پلنگ صورتی متمایز نشود .
Blues
" بلوز" نوعی فرم موسیقی و شعر بومی امریکاست که پیشینه و الگوی مستقیم اروپایی و افریقایی ندارد, به عبارت دیگر مخلوطی از هر دو اینهاست و در بعضی اوقات کاملآ متفاوت از هر دو است.اگرچه مثالهای متعددی از ترانه های " بلوز" امریکایی وجود دارد که شباهت زیادی به ترانه های شمال غرب افریقا دارد.
کلمه " بلوز" از دوره الیزابت به بعد پیوند قدرتمندی با مفاهیم مالیخولیا و افسردگی دارد . اولین کسی که گفته میشود از عبارت "the Blues" به معنای امروزی آن استفاده کرده نویسنده آمریکایی ، واشنگتن ایروینگ است. ریشه های ابتدایی موسیقی "بلوز" در روایات شفاهی سالهای 1880 دیده می شود . هنگامی که موسیقی افریقایی و اروپایی با هم ترکیب شدند تا در نهایت تبدیل به موسیقی " بلوز" شوند، این بردگان سیاه پوست بودندکه ترانه هایی در باره زجر و محرومیت خود می خواندند . زندگی در شرایط سخت و محرومیت شدید آثار خود را در آوازهایی که بردگان در هنگام کار در مزارع سر می دادند نشان داد و در نهایت همین آوازهای کار بود که به تدریج موسیقی معنوی spiritual " بلوز" تبدیل شد. این صدای از خود بیگانگی و بی اعتقادی بود که در هاله ای از یاُس و اندوه ژرف از تارو پود گروه های کارگری جنوب آمریکا در دلتای رود میسیسیپی ، که در آن سیاهان تا سر حد مرگ به کار در کناره رود و مزارع وادار میشدند ، بر می خواست.
سنتها و فضای حاکم بر موسیقی " بلوز" شامل قوایدی کاملا مرد سالار است وصدای زنان سیاه پوست زیادی که ترانه های " بلوز" را در کلوپ ها و رستورانهای کوچک ، که محل ابتدایی ظهور و رشد موسیقی " بلوز" بود، شنیده نمی شد( اگرچه برخی از اولین ترانه های " بلوز" که به گوش سفید پوستان رسید توسط خوانندگان بزرگ زن " بلوز" - مانند "Mamie smith" و "Bessie smith"-خوانده شد). برخی دیگر از قواعد و پایه های " بلوز" نیز در زندانهای جنوبی شکل گرفت وآثاری که در این بستر خلق شدند ترانه هایی بودند که در مورد قتل و مرگ، نگهبانان زندان ، زنان خود فروش ، آفتاب سوزان و صدها نوع محرومیت دیگر سروده می شدند. زندانیان و بردگانی که روی جاده ها کار می کردند گروهی بودند که بسیاری از هنرمندان " بلوز" ترانه های خود را میان آنها می یافتند.

پس جنگ داخلی آمریکا،" بلوز" به عنوان عصاره موسیقی افریقا ، که توسط بردگان به این کشور آورده شده بود، شناخته شد.آوازهای کار، تصانیف و اشعار رومانتیک، موسیقی کلیسایی و موسیقی رقص ریتمیک و پر نواخت موسوم به Jump-Ups کم کم به نوعی موسیقی که در آن خواننده قسمتی از شعر را می خواند سپس گیتار به او پاسخ می دهد تبدیل شد. البته گیتار تا ابتدای قرن ساز معروف و مورد پسند عام نبود و پیش از آن از بنجو، "Banjo"، به عنوان ساز اصلی " بلوز" استفاده می شد. در سالهای 1890 " بلوز" در بسیاری از مناطق رعیت نشین و روستایی نواخته و خوانده می شدو از سال 1910 استفاده ازکلمه " بلوز" در موسیقی بسیار متداول گشت.
برخی از " بلوز" شناسان معتقدند که اولین ترانه این سبک، “Dallas Blues” است که توسط Hart Wand ویولونیست سفید پوست اهل اکلاهما نوشته شده است. سبک "بلوز" اولین باربین سالهای 1911 تا 1914 توسط آهنگسازسیاه پوستی به نام W.C Handy(1873-1958) با انتشار ترانه Memphis Blues (1912) و St. Louis Blues (1914) به شهرت رسید. اولین آثار" بلوز" بدون کلام در سال 1913 ضبط شد.
Mamie Smith اولین ترانه با کلام این سبک ، به نام Crazy Blues را در سال 1920 منتشر کرد. نکته جالب توجه تاثیر متقابل موسیقی جَز،“Jazz” و" بلوز" بر یکدیگر است، همانگونه که محبوبیت اولیه موسیقی "جز" نزد عام امکان ضبط و انتشار آثار " بلوز" را فراهم می آورد موسیقی " بلوز" نیز در مقابل به موسیقی "جز" امکان جذب شدن در جریان اصلی موسیقی پاپ و مردمی را می داد.

سربازان آمریکایی پس از جنگ جهانی اول " بلوز" را به خانه های خود بردند. البته آنها قطعا " بلوز" را از اروپایی ها یاد نگرفته بودند، بلکه آن را از سربازان سفید پوست جنوبی که در تماس بیشتری با پدیده " بلوز" بودند شنیدند. در خلال دهه 20 " بلوز" تبدیل به یک شور ملی شد. آثاری از خوانندگان پیشتاز " بلوز" از جمله Bessie Smith و کمی بعد در دهه 30 Billie Holiday میلیونها نسخه به فروش رسید. دهه 20 شاهد این پدیده نیز بود که " بلوز" به عنوان یک فرم و سبک موسیقی ، به صورت گسترده توسط نوازندگان "جز" نواخته شود.
در دهه 30 و 40 " بلوز" بر اثر مهاجرت سیاهان به قسمتهای شمالی گسترش یافت. همچنین " بلوز" با به وجود آمدن گیتار الکتریک به سبکی مدرن و الکتریکی تبدیل شد. در شهرهای شمالی تر مثل شیکاگو و دیترویت ، در اواخر دهه 40 و اوایل دهه 50 اساتیدی چون Elmore James ، Muddy Waters ، Howlin’ Wolf ، Willy Dixon و JohnLeeHooker شروع به نواختن آنچه به Mississippi Delta Blues معروف است نمودند که قالبا شامل قطعاتی می شدند که توسط گیتار بیس، درامز، پیانو و در بعضی مواقع ساز دهنی (هارمونیکا) نواخته و تبدیل به قطعات موفق و پر فروش می شدند. در همین زمان دیگر بزرگان این سبک T-Bone Walker در هیوستون و B.B. King در ممفیس سرگرم پایه گذاری نوعی " بلوز" ، که شاخصه اصلی آن نواختن تکنیک های "جز" توسط گیتار با مایه های موسیقی " بلوز" است، بودند.

در ابتدای دهه 60 نوازندگان شهری " بلوز" توسط موسیقی دانان جوان امریکایی و اروپایی کشف شدند. بسیاری از این گروههای" بلوز" مانند Paul Butterfield Blues Band ، the Rolling stones ، Cream ، John Mayall’s Bluesbreakers ، the Yard Birds ، Canned heat و Fleetwood Mac ترانه های “بلوز" را برای مخاطبان جوان سفید پوست اجرا می کردند. کاری که نوازندگان سیاه پوست " بلوز" از انجام آن ناتوان بودند.
در دهه 60 موسیقی " راک" با موسیقی " بلوز" ترکیب شد. اسطوره های گیتار و ستارگانی مثل Jimi Hendrix ، Jimmy Page ، Eric Clapton و Eddie Van Halen از " بلوز" به عنوان پایه ای برای سبکهای جدید استفاده میکردند و در همان دوره بنیان گزاران " بلوز" مثل B.B. King Albert Collins ، John Lee Hooker به همراه پیروان خود Otis Rush، Buddy Guy و کمی بعد Eric Clapton و Roy Buchanan در کنار بسیاری دیگر، آثار فوق العادهای از " بلوز" سنتی را خلق می کردند و در نهایت آخرین نسل نوازندگان " بلوز" ، اساتیدی مثل Robert Cray و Stevie Ray Voughan درمیان دیگر نوازندگان این نسل ، در کنار زینت بخشیدن به سنتهای " بلوز" به وسیله تکنیک اعجاب آورشان نسل جدیدی از مخاطبان " بلوز" را نیز ترسیم کردند.


با تشکر از سایت موسیقی محض